برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
مقالات و توضیحات کلی کالا از کمپانی باحال و کاملا حرفه ای RoDE رو نوشتم و تو سایت شرکت آپلوید کردم دوستانی که علاقه به کار صدا و تجیهرات حرفه ای دارن بد نیس یه سر ی بزنن و کالا رو ببینن و کلی از امکانات این کمپانی و میکروفن و تجهیزات رویایش بهره ببرن .
https://www.gostaresh-seda.com/
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
"پنهانی"
می خندی ...
دور می ایستم...
و از پشت آینه رقص موهایت را با باد تماشا می کنم
موزیک ماشین لایت می شود
تا قلبم به تب و تاپ بیفتد
و هنوز زیر چشمی نگاهت می کنم تا دور شوی
و احساس عاشقانه ات را پنهانی خاطره می کنم
+شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
(جای تو)
می روی و من تازه به تو رسیده ام
می روی من تازه معنی حسم را فهمیدم
می روی من تازه برای بچه بازی ات سیر خنده ام
می روی من ، می مانم سر قول نداده ات
تا جای تو مرد بودن را یک تنه یاد بگیرم
خوب شاید آمده بودی که اصلا بروی
و یادم بیاوری که از همه تنهایی های دنیا
تنها با خیال تو سرگم بودن را دوست دارم .
+شاعر و نویسنده نگار منوچهری
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
(دلشکستگی )
خدا خوبه که تو هستی هوامو داری
بی خیال دل شکستگی هام
تو که هستی دلم قرص
تو که هستی پشتم گرم
پشتم کوه
خدا شکرت هستی و می دونم
بین این همه حسود بدخواه هوامو داری
و یه روز می بریم بالا
جایی که از این همه آسیب آدم های بد طینت دور باشم
روزی من دست تو
و کار کن هرگز پیش تو خدا سرم پایین نباشه
چون خدا تو فقط برام مهمی بس
باقیش مث همیشه ،
مث قبل ، مث بعد و همیشه می گذره.
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
"زمستان"
چه زمستان سردی در پیش داریم
که استخوان هایمان از حالا در درون می سوزد
و خون در رگهایمان یخ زده است
و دل های مردم ا تپیدن برای هم ایستاده
تنها خدا می داند بهاری خواهد بود
یا چون گلهای یخ باغچه حیاط
دل به زمستان می دهیم و در این زمستان سرد می مانیم.
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
"جواب"
پرسیدی و پاسخ دادم...
بیش از یک خواب یا تلقین واقعیت دارد
تو در آن دیگری غرق می شوی
و کسی تصویر فرودگاه را می گیرد
د سرت و با چشمانت به زبان دیگری سخن می گویی
وباز می پرسی؟
آن فکر که در سرم کاشتی چه بود
می گویم...
کدام تلقین و بعد شبیه عابر ها ،بی خدا حافظی از کنار هم عبور می کنیم
تو می روی و من هنوز با فکر عاشقانه ات می افتم
نگرانم که زود صبح شود...
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
به نام خدا
(بند)
دلشکسته ام
از بازی همه
از چشم ها برای حسادت افریده شدا ادمها
از خون رگ خودم که بوی خیانت می دهد
از نیش دل و زبان گوشت ها و پاره تنم
دلشکسته ام از بی اعتمادی
از اعتماد
از اسم ادم روز بعضز ها
اما که خدا
قطعه قطعه دلم را باز جمع میکند
و محکم تر از قبل میساز
بزرگتر
نورانی تر
امیدوار تر و سالم تر
چون هیچ دستی و اسمی جز او آرامم نمی کند
و چینی شکسته این دل را بند نمی زند .
+شاعر و نویسنده نگار منوچهری
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی
برچسب:
نویسنده: کارن سلطانی